السيد محمد حسين الطهراني

386

الله شناسى (فارسى)

« و ليكن ما اگر بنا بر مذهب مصنّف و پيروان او بگذاريم ، در اين حال مىپرسيم : افاضهء وجود منبسط بر ممكنات ، آيا دربارهء حقّ تعالى موجب كمال مىشود يا موجب مَنقَصَت ؟ ! اگر موجب كمال گردد ، بايد حقّ تعالى قبل از اين افاضه فاقد كمال بوده باشد ؛ و اگر بگوئيد اين افاضه در خود ازل است ، بايد جميع موجودات چه غيبشان و چه شهادتشان ، و چه جواهرشان و چه اعراضشان همگى ازلى بوده باشند . و اگر موجب نقص گردد ، پس اگر افاضه در ازل باشد ، ذات مشوب به نقصان خواهد بود . بنابراين حقّ تعالى صِرف الوجود نخواهد شد ؛ و اگر افاضه پس از ازل باشد بنابراين حقّ تعالى با موجودات ممكنه مساوى خواهد شد ، چرا كه در نزد مصنّف و متابعانش نقصان آنها از جهت الحاق نقص به ذات آنها نمىباشد بلكه از جهت لحوق عوارض مراتب تنزّلاتِ ممكنات است ؛ بنابراين واجب تعالى نيز همين‌طور مىشود ، و لهذا اين گونه تقسيم براى مصنّف ( ملّا صدرا ) كه وجود را به صرف الوجود و ممكن الوجود قسمت كرده است داراى هيچ‌گونه فائده و مُحصَّلى نخواهد گشت . » احسائى فرق ميان قديم زمانى و قديم رُتْبى ، و واجب بالذّات و بالغير را نمىداند همه مىدانند كه در اين اشكال اخير شيخ احسائى به حكيم متألّه

--> - دويست و سى و شش در بلدهء كرمانشاهان آن را به پايان رسانيده است ، و پس از اندكى زمان در زمان ناصر الدّين شاه و صدارت عظماى ميرزا آقاى نورى و مساعدت حاج ملّا محمود نظام العلماءِ تبريزى در طهران به خطّ سيّد محمّد رضا پسر سيّد أبو الحسن طباطبائى به رشتهء تحرير و طبع در آمده است . اين كتاب صفحه شمار ندارد امّا با صفحه شمار خطّى بالغ سيصد و پنجاه و دو ( 352 ) صفحه شده است . و ما در اينجا اين مطالب را از ص 12 إلى ص 16 ضمن بيان شرح مشرق اوّل نقل نموديم .